حجم اضطرابی که تحمل میکنم فقط شبها از روی درد قفسه سینه م مشخصه
کاری که به راحتی میشد با کمی سفت و سخت بودن جلوش رو بگیرم مشکل ساز شد
تمام شب خواب راهکارهایی رو میدیدم که ممکنه به حل مشکل کمک کنه و هزار بار به خودم گفتم چرا سر حرفت پافشاری نکردی که اینجوری نشه
به ساعت خیلی دیروقت روز بعد و به یک حرف خیلی ساده که گفت مامان من دیشب دعا کردم درست بشه پاشدم و اولین راهکاری که به ذهنم رسید رو خیلی جدی دنبال کردم و جواب داد