حجم اضطرابی که تحمل میکنم فقط شبها از روی درد قفسه سینه م مشخصه
کاری که به راحتی میشد با کمی سفت و سخت بودن جلوش رو بگیرم مشکل ساز شد
تمام شب خواب راهکارهایی رو میدیدم که ممکنه به حل مشکل کمک کنه و هزار بار به خودم گفتم چرا سر حرفت پافشاری نکردی که اینجوری نشه
به ساعت خیلی دیروقت روز بعد و به یک حرف خیلی ساده که گفت مامان من دیشب دعا کردم درست بشه پاشدم و اولین راهکاری که به ذهنم رسید رو خیلی جدی دنبال کردم و جواب داد

باور کن 
آنقدر ها هم سخت نیست
فهمیدن این‌که‌
بعضی ها می‌آیند که 
نماننــد نباشند نبیـننـد
و تــو
اگر تمامی ِدنیا را هم حتی به پایشان بریزی
آنها تمامی ِبهانه های دنیا را جمع می‌کنند
تا از بین آنها بهانه‌ای پیدا کنند
که بــــروند 
دور شـــوند
که نـــمانند اصلا 
پس به دلت بسپار 
وقتی از خستگی‌هایِ روزگار
پناه بردی به هر کسی
لااقل خوب فکر کن ببین
از سر علاقه آمده ، یا از سر ِ ... !
تا دنیایت پر نشود 
از دوست داشتن‌هایِ پر بغض
که دمار از روزگارت درآورد
‏یکی از خواب‌های تکرار شونده‌م سگی است که بازی بازی دست‌م را گاز می‌گیرد و رها نمی‌کند، تعبیرش را جستجو کردم تعبیر خواب سگ ، دوست است.
دوستی‌ای که درد دارد ولی رها نمی‌شود رها نمی‌کند، رها نمی‌کنم.
او کماکان گاز می‌گیرد و قواعد بازی را به‌هم می‌زند
You ever been at a hair salon under the dryer and then burst into tears because you can’t figure out what it is about you that is so inherently unloveable?
No? Oh yeah, me neither.
گاهی مونا دوست‌داره سر جای خودش نخوابه و بیاد مثلن اونجایی که داریم تلویزیون می‌بینیم یا پای لپتاپ کار می‌کنیم بخوابه، این منظره جلوی چشم‌ش بود گفت اون دو تا چشم ترسناکه، سرم رو چسبوندم به سرش ببینم تو زاویه دیدش چی داره؟، فهمیدم چراغ رو می‌گه و عجیب شبیه دو تا چشم روشن وسط تاریکی بود، بعد از اینکه بهش اطمینان خاطر دادم که چراغ است ولاغیر رفتم خاموش‌ کردم خیال‌ش راحت شد.
پیش از این داستان، واقعن اینا دو تا چراغ بودند ولی الان هر وقت اینجا دراز می‌کشم حکم دو تا چشم خیره رو داره؛ یجوری نگاه می‌کنن ...
Photo
تحقیق و تفحص و بازنشر کردن خواص خاکشیر یخ‌مال و سکنجبین و نوشیدن آب گرم به هنگام صبح و نحوه صحیح تناول کردن ماست قبل از چای یا بعد از چای، چیزی از خوی تُرُش و سگرمه‌های درهم‌کشیده‌تان کم نمی‌کند، شهد انگبینی باید به غایت سه وعده در روز، باشد که روی‌تان گشاده شود و دل به دست آوردن را بیاموزید و شما را از مراجعت به تزریقات بوتاکس خلاص سازد.
خودش عاشق ماساژ دادنه و این یکی از بازیهای متداولی‌ست که باهم بازی می‌کنیم، ایشون ماسور هستند و کارت و بلیط می‌فروشه که بریم ماساژمون بده، این وسط اگر دلخوری چیزی هم داشته باشه تو همون اثنا حین ماساژ تسویه حساب می‌کنه باهات، چیزی که خیلی برام جالب بود این بود که بچه پنج ساله که تا حالا ماساژ نرفته یا spa ندیده از کجا می‌دونه که باید چیکار کنه، دفعه اول یه برگه acknowledgement داد من امضا کنم که پذیرفتم شرایط ماساژ رو و اگر دردم اومد بگم وگرنه هر چی دیدم از چشم خودم دیدم!
به هر حال امروز ماساژور کوچک ما برای اولین بار شانس اینو داشت که خودش رو صندلی ماساژ بشینه و زیر دست متخصص ماساژ بگیره :)
Photo

عمری دگر بباید تا انسان‌ها دریابند که سکوت اختیار کردن شما من‌باب قهر کردن نیست، بل شما از ترس ضربات مکرر و ناروا شنیدن‌های پی‌در‌پی، سر در جِیب مراقبت فرو برده‌اید و این محافظت از خویشتن بر هر فردی واجب شرعی عرفی و کفایی است.

گفته بودم‌ت در هجران؛ بخشی هست به اسم: "دیدنِ آدم‌های بسیار شبیه"، بلا روزگاری‌ست وقتی که دل‌کنده‌ای و دیگر قرار نیست به خط و خبری و از یک جایی به بعد خودت را در ورطه فراموشی دفن کرده‌ای، به ناگاه صبح یک روز خیلی خوشحال در مسیر ده کیلومتری پیاده‌روی دور دریاچه کپی برابر اصل‌ش میان آن جمعیت  پیدایت می‌کند و فقط با تو هم‌قدم می‌شود ... نه گریز است و نه گزیر!

- دانیال(محمدرضا فروتن): نشونیمو از کجا پیدا کردی؟
+ مهتاب(میترا حجار): مگه ردی هم باقی گذاشته بودی ؟... بو کشیدم !
- اومدی بمونی یا منو ببری ؟
+ هیچ کدوم... اومدم گدایی !
- از من ؟!... من دستام خالیه... 
+ تو میترسی !...
- آره...
+ از چی ؟!
- از گناه !
+ "دوست داشتن" گناهه ؟!

متولد ماه مهر- احمدرضا درویش